تبليغاتX
راز پا يیز

راز پا يیز

تو مثل راز پاییــــــــــزی و من رنگ زمستـــــانم .... چگونه دل اسيرت شد قسم به شـــــــب نميدانم

 
در شب بي فروغ من ياد تو پرسه ميزند

در غم عشق تو دلم به هر كجا سر ميزند

 

خرمن گيسوي تو عطر فشانده هر سو

بوسه لعل عشقت چنگ به روحم ميزند

 

چشم خمارت ای مه، شمع شب افروزم است

ناوك مژگان تو تيـــــــــــر به چشمم ميزند

 

مشك فشان كرده اي با عطر خود خانه را

 موج خیال عشقت آتش به قلبم ميزند.

"سجاد"

سلام بر همه دوستان خوبم. از اینکه دیگه نمیتونم همراهیتون کنم از همتون معذرت میخوام.

امروز سالروز تولد راز پاییزه. امروز راز پاییز  ۲ ساله شد.

برای همتون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.

شاد باشید و پیروز...

+نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت16:16توسط سجاد | |

سلام.

سابقه نداشت در چنین روزی برایت بنویسم. اما کامنت یکی از دوستان خیلی دلم رو گرفت...

و از اینکه در چنین روزی در اینجا یادت نکردم  از دست خودم ناراحت شدم.

همیشه فقط برای رفتنت نوشته ام. اما تو که خوب میدانی...

هنوز از یاد و قلب و روحم نرفته ای و نخواهی رفت.

تو بهترین واژه برای لمس احساسم هستی و خواهی بود...

چقدر دلتنگت شدم امروز...

میدانم  آنجایی که هستی بسیار زیباتر و آرامتر از اینجاست

و آرزوی همیشگی من آرامش تو بود اما...

چه راه تلخی را برای به آرامش رسیدنت انتخاب کردی.

چقدر دلتنگت شدم امروز...

تمام واژه های دنیا را هم کنار هم بگذارم باز هم به زیبایی اسم تو نخواهند بود.

آری... بهشت لایق توست...

مادرم... روزت مبارک و روحت شاد.

پ.ن۱: روز زن رو هم به همسر عزیزم تبریک میگم و بخاطر همه مهربونیهاش ازش ممنونم.

همسر مهربانم روزت مبارک

پ.ن۲: روز مادر و روز زن رو به همه مادرهای مهربان و به همه دوستان راز پاییز تبریک میگم.

سربلند و شاد باشید.

پ.ن ۳: دوست عزیزی که با اسم مستعار "مهربان"کامنت گذاشته ای!! لطفا آدرس یا ایمیلی میذاشتی که بتونم جواب سوالت رو بدم. شاد زی.

+نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت22:44توسط سجاد | |

 

نیلوفر چشمهایت را

در آغوش نسیم عشق باز کن!

گیسوان مواج پریشانت را

در ساحل دریای جنونم باز کن..

بیتابم کن...

بیتابم کن...

با عطر دل انگیز نفسهایت

آرام...

خوابم کن!

"سجاد"

سال نو مبارک

+نوشته شده در شنبه 27 اسفند1390ساعت17:8توسط سجاد | |

در هیاهوی زمان گم گشته ام زیبای من

با من عاشق تو همره شو گل مینای من

 

میخورم خون جگر از دوری رویت صنم

یک دمی بر من گذر کن ای همه رویای من

 

بس که از هجر رُخت، سر در گریبان برده ام

درد را مهمان جان کردم، همه دنیای من

 

میرسد بوی نسیم زلف تو از هر دیار

میرهد نام تو از حلقم به هر آوای من

 

"ساحل" آشفته‌ام کز عشق تو گشتم سراب

با من سرگشته همدل شو تو ای دریای من!

سجاد. 18 بهمن 90

+نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت17:53توسط سجاد | |

 

با همه دار و ندارم هوس روی تو دارم

با همه شوق هوایی به سر کوی تو دارم

 

خسته ام زین همه پرسش که ز من می‌جویند

با همین پاسخ بیجا به لبم نام تو دارم

 

روی سرخم پس از این هر شب و روز

میشود زرد  که من حسرت دیدار تو دارم

 

"ساحل ِ مست شدم از گذر موج و نسیم

عطش بوی سر زلف و تمنای تو دارم...

 

"ساحل"

+نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت18:57توسط سجاد |

به دلم سخت گرفتم دیگـر

که به غیر از تو نگیرم دلبــــر

 

چه کنــــم با دل زارم،چه کنـم!

گر تو از این سفر دور نیایی دیگر

 

با نسیم سحـــری هم گفتم

جز تو ام نیست هوایی در سر

 

تو بگو بعد من ای سیمین بر

هوس بـــــوی که داری در بر

 

به دلم گفتم و آرام به خوابش کردم

قصه عشق تو و عشق محالی دیگر....

                                                     "ساحل"


+نوشته شده در جمعه 18 آذر1390ساعت21:54توسط سجاد |

مُنتَظرَم ...

مُنتظرِ نِگاهَت ...

وقتی با گوشِه‌ی چَشم آرام براندازَم می کنی

یادِ آفتابِ پاییزی میاُفتم .

همان طُور یواشَکی بالا می آیَد وَ گرمَم می کُنَد !

راستی...

تو چقدَر شبیه پاییزی !

ببین چقدَر مَجنونَم می کنی .

دُرست مِثل پاییز

که از وَقتی آمده بی تاب تَرَم کَردِه .

تو مثل راز پاییزی

رَنگ به رَنگ

وَ پُر از رَنگ های گرم .

اما می دانی ؟

حَقیقَت تَنها یِک چیز است

وَ رَبطی بِه پاییز ندارَد .

" در هَر فصلی

مَن عاشِقَت هَستَم !

عاشِق تُو ،

رُویاهایِ تُو

وَ نِگاه های پاییزی‌اَت "

                             

+نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1390ساعت11:20توسط سجاد |

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

 

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

 

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

 

آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

 

میل - میل توست اما بی تو باور کن که من

در هجوم باد های سرد پرپر می شوم

                                                              "مهدی فرجی"

دل نوشت:

شعرخوانی و شعر نویسی در خون من است. تصمیم گرفته بودم از این پس فقط از شعرهای خودم براتون بنویسم. اما حیفه این همه شعرهای زیبا از شاعرهای عزیزمان که خوانده نشوند...

در باغ پاییزی من همه نوع درختی هست... 

در سایه هایشان، دمی بیاسایید...

راستی...

عیدتان مبارک دوستای مهربونم.

 

+نوشته شده در یکشنبه 15 آبان1390ساعت23:31توسط سجاد |

 

ز چه میپرسی تو ؟

از دل سنگتر از صخره این دشت بلند؟

ز که میگویی تو؟

آنکه روزی دل خود باخت به یک زلف کمند؟

دیگر از من به که میخواهی گفت...

که شبم را به سحر چشم نبستم یک دم

که دگر زخم دلم را تو نبودی مرهم

این همه پرسش چیست؟؟

بگذر از این دل غمدیده‌ی ساده!

بگذر از این تن دلمرده‌ی خسته!

آخر ز چه میترسی تو؟

از سردی این روح و تنم؟

یا که از آه پر از سوز دلم؟

نه! نه!

برو ای یار،

که باشد همه شب پشت سرت!

این دعای سحرم: .....

                                 "ساحل"

+نوشته شده در جمعه 29 مهر1390ساعت11:37توسط سجاد |

برای تو می نویسم .... 

برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست...


برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تویی كه احساسم از آن ِ وجود نازنین توست...

برای تویی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

مهربانم ...

روزها و ماه ها و سال ها از پی هم میگذرند

اما هیچ کدام نمیتوانند یاد تو را از من بگیرند.

هر سال که روز رفتنت می‌رسد بی اختیار یاد حرف استاد پناهی مرحوم می افتم:

آری به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد

مادرم...

روحت شاد.

+نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر1390ساعت8:51توسط سجاد |